• وبلاگ : آتش عشق
  • يادداشت : ...كــــاي دريغـــا به وداعش نـرسـيـديم و بـرفت
  • نظرات : 3 خصوصي ، 11 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    در ضمن .....

    بعضي وقتها رديف و قافيه آدم ها رو محدود مي كنن براي زدن حرف هاشون به زبان شعر....محدوديت ريشه شعر ر مي خشكونه....پس بنظر اين برادرتون بهتره بگيم شعر نو و سپيد خوب كمه ...نه اينكه شعر نو و سپيد دوست داشتني نيست..گاهي بعضي از شهرهاس ساده ...دل آدم رو بد جوري مي بره...بازم يه نمونه كم حجم .....ببينم نظرتون چيه؟

    اقاي عليرضا قزوه مي گن:

    پارسال به ساعتهاي كاسيو اطمينان كرديم....

    نماز صبح مان قضا شد..

    واقعا عاليه ..با چند تا غزل هم نمي شد اين يه جمله حرف رو زد...

    خواهر خوبم ..شما استادين ..اما بنظرم هر گلي بوي خودش رو مي ده....ولي از يه لحاظ هم حرف شما رو قبول دارم ...كه هنوز شعر نو و سپيد در ايران جاي خودش رو باز نكرده و اصولا بعضي ها به شعر بودن اين نوع كارهاي ادبياتي قائل نيستن....

    ببخشين ...حرفهام بي سر و ته بود.....

    التماس دعا ..استفاده كردم از مطلبتون...